اواز قطره
 
عمری م .ح .ب بوده ام وحال تصمیم گرفتم محب بودنم را جشن خون بگیرم در فکر یک جشنم ...

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

هفتم ذی الحجه سال روز شهادت امام محمد باقرعلیه السلام است و شیعیان در سوگ آن ولیّ خدا عزادار می باشند . آن حضرت در شهر مدینه در سال 57 قمری متولد شدند و در سال 114 به شهادت رسیدند . مادر بزرگوارشان دختر امام حسن علیه السلام بود . بنابراین آن حضرت هم فرزند امام حسن علیه السلام به شمار می روند و هم فرزند امام حسین علیه السلام .

انوار علوم و معارف از حضرت امام باقر علیه السلام به دنیا منتشر شد و به مناقب و فضائل آن حضرت دوست ودشمن اعتراف کردند .

برخی از دانشمندان اهل سنت نیز مقام علمی آن حضرت را ستوداند تا آنجا که جوهری در صحاح اللغه می گوید : به محمد بن علی بن الحسین ابن علی ابن ابیطالب باقر گفته می شد چراکه او علم را شکافت . آن امام بزرگوار بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله سالها پیش از ولادتش توسط جابر بن عبدالله انصاری به آن حضرت سلام رساند :

« یا جابر ؛ انک ستبقی حتی تلقی ولدی محمد ابن علی بن ابیطالب المعروف فی التورات بالباقر فإذا لقیته فأقراه منّی السلام »

ای باقر همانا تو در دنیا خواهی ماند تا آن که فرزندم محمد بن علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب که در توراه به باقر معروف است را ملاقات کنی ، پس هنگامیکه او را دیدی از جانب من به او سلام برسان .

ابوبصیر چنین می گوید به محضر امام صادق و پدرش امام باقر علیهما السلام وارد شدم ، عرضه داشتم شما دو بزرگوار وارثان رسول خدا هستید . امام باقر فرمود : بله . گفتم پس رسول خدا وارث انبیاء بود ، هر چه آنان می دانستند ، میدانست . فرمود: آری چنین است پس گفتم : آیا شمامی توانید که مردگان رازنده کنید و نابیناو جزامی را شفا بخشید ؟ فرمود : آری به إذن خدا می توانیم سپس فرمود : « نزدیک من بیا ای ابامحمد ؛ آن گاه دست مبارک خود را بر چشم و صورت من کشید و آنگاه بینا شدم ، خورشید وآسمان و زمین وخانه ها و هر آنچه در خانه بود را به خوبی دیدم . امام علیه السلام فرمود : آیا مایلی که به همین حال بینائی که باقی بمانی و آنچه مردم دارند داشته باشی و روز قیامت نیز مانند بقیه مردم با تو رفتار شود یا آنکه مجدداً نابینا شوی و بهشت به آسانی نصیبت گردد ، عرض کردم مایلم به همان گونه بودم باشم . ابو بصیر می گوید : پس امام علیه السلام به چشمانم دست کشیدند ودوباره به همان حال بازگشتم.

چند نمونه از کلمات نورانی امام باقر علیه السلام :

1-إنّ هذا اللسان مفتاح کلّ خیر وشرّ فینبغی للمومن أن یختم علی لسانه کما یختم علی ذهبه و فضّته . { بحار الانوار ،ج 17}

همانا این زبان کلید هرخوبی و بدی است ، پسسزاوار است که بر زبان خویش مانند زر وسیم خود بگذارد . }

2-.أشدّ الأعمال ثلاثه : ذکر الله علی کلّ حالّ و إنصافک من نفسک و مواساه الأخ فی المال { حلیه الأولیاء ج 3}

سخت ترین کارها سه چیز است : در هر حالی به یاد خدا بود ، از خود با انصاف رفتار کردن ، همراهی بابرادرکردن درمال

.

3-إنّما شیعه علیّ (صلوات الله وسلامه علیه ) المتباذلون فی ولایتنا المتحابّون فی مودّتنا المتزاورون لإحیاء أمرنا ، إذا غاصبوا لَم یظلموا و إذا رَضوا لم یُسرفوا ، برکه علی من جاوروا و سِلمٌ لمن خالطوا {تحف العقول}

همانا شیعه علی صلوات الله وسلامه علیه آن کسانند که در راه دوستی ما می بخشند و به خاطر محبت ما نسبت به همدیگر محبت می ورزند و برای زنده کردن امر ما (روش و سنت ما) به دیدار یکدیگر می روند ، وقتی که خشم گیرند ستم نکنند ، و چون خشنود شوند اسراف نورزند ، برای همسایگان برکت وبرایمعاشران خود صلح و آسایشی هستند .

4.- إذا أردت أن تعلم أنّ فیک خیرا فانظر الی قلبک ؛ فإن کان یُحبَّ أهل طاعه الله ویُبغض أهل معصیته ففیک خیروالله یُحبَّک و إن کان یُبغضُ أهل طاعته و یُحبَّ أهل معصیته فلیس فیک خیرٌ والله یُبغضک والمرء مع من أحبّ { الکافی ج 3}

اگر میخواهی بدانی که دروجودت خیروخوبی هست به دل خود نظر کن پس اگر اهل طاعت و بندگان فرمانبردار خدا را دوست و معصیت کاران را دشمن دارد ، یقین بدان که در تو خیر و خوبیاست و خدا ترا دوست دارد ، و اگر دیدی بندگان مطیع خدا را دشمن و گنهکاران را دوست د ارد ف بدانکه درتو خیری نیست و خدا ترا دشمن دارد ، و مرد همواره با محبوب خود همراه است .

5.- الصللاه عمود الدین ، مَثَلها کَمَثَل عمود الفُسطاط ف إذا ثَبَتَ العمدُ ثبت الأطنابُ والأوتادُ و إذا مال العمودُ و آنکَسَرَ لم یَثبُت وتدٌ و لا طَنَبٌ { ناسخ التواریخ ، وسائل الشیعه کتاب الصلاه}

نماز ستون دین است ، موقعیت نماز در دین چون موقعیت ستون است در خیمه ، چون ستون ثابت باشد میخها وطنابها نیز ثابت است و چون ستون شکسته شود میخ و طنابی باقی نمی ماند .
منبع:سایت دفتر مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمى وحید خراسانى

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/2 توسط محب

الإسم: محمد (ع)
اللقب: الباقر
الکنیة: أبو جعفر
اسم الأب: علی بن الحسین (ع)
اسم الأم: فاطمة بنت الحسن (ع)
الولادة: 1 رجب 57 ه أو 3 صفر
الشهادة: 7 ذو الحجة 114ه
مدة الإمامة: 19 سنة
القاتل: هشام بن عبد الملک
مکان الدفن: البقیع

ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/2 توسط محب

امام باقر(ع) فرماید: چون خدا عقل را افرید از او بازپرسى کرده باو گفت پیش اى پیش امد، گفت باز گرد، بازگشت،

فرمود بعزت و جلالم سوگند مخلوقى که از تو به پیشم محبوب‏تر باشد نیافریدم و ترا تنها بکسانیکه دوستشان دارم بطور کامل دادم.

همانا امر و نهى کیفر و پاداشم متوجه تو است.

کتاب شریف اصول کافی-باب عقل-حدیث اول از دیدگاه‌ رسول‌ اسلام‌ صلی الله علیه و آله و سلم هدف‌ عبادت‌ نیز «عقل‌» قلمداد شده‌ است‌



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/2 توسط محب
385695_108372345989532_2655560_n.jpg

 

گیرم آنچه در مقاتل آمده افسانه است //// بوی خون می آید از مهر نمازم بوی چیست 

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91/7/30 توسط محب
smaea6qdjgr5r5yat6.jpg
هو الضامن و الرئوف
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
این کوه ها به عشق شما هشت می شوند
یاد آوران نام تو در دشت می شوند
بند آورد زبان مرا بارگاه تو
...
ای آنکه رستخیز عظیم تکلمی
هر بار نام مادرتان را می آورم
گل میکند کناره اشکی تبسمی
بارانی است حال و هوای دو دیده ام
اینجا همیشه کاسه ی چشمم شکسته است
چشم امید بر در لطف تو بسته است
هر زائری که گوشه ی صحنت نشسته است

 



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 91/7/27 توسط محب

علامه طباطبایی: در حالى که اگر جامعه غرب را یک شخصیت مى‏گرفتند، آن وقت رفتار آن شخصیت را با سایر شخصیت‏هاى دیگر جهان مى‏سنجیدند، معلوم مى‏شد که از تمدن غربى‏ها به شگفت درمى‏آیند و یا از توحش آنان! و به جان خودم سوگند که اگر تاریخ زندگى اجتماعى غربیها را از روزى که نهضت اخیر آنان آغاز شد، مورد مطالعه دقیق قرار مى‏دادند و ...، بدون کمترین درنگى، حکم به توحش آنان مى‏کردند.... هیچ انسانى که سلامت فطرتش را از دست نداده، هرگز به خود اجازه نمى‏دهد که چنین جوامعى را صالح بخواند و یا آن را سعادتمند بپندارد، هر چند که دین نداشته باشد و به حکم وحى و نبوت و بدانچه از نظر دین سعادت شمرده شده، آشنا نباشند.

مفسر بزرگ قرآن کریم، همیشه حرفهای تازه و روز برای جامعه اسلامی دارد. علامه طباطبایی در ذیل تفسیر آخرین آی? سور? آل عمران، در یک بحث بسیار دقیق و عمیق، با مطرح کردن مفهومی به نام «شخصیت اجتماعى»، به بررسی ریش? شیفتگی غربزده‌ها در برابر خوبیهای غرب می‌پردازد.

علت اینکه غرب‏زدگان با شیفتگى از خوش اخلاقى غربیها می‌گویند

و اما اینکه این غرب‏زدگان (که متاسفانه بیشتر فضلاى ما همینها هستند) با شیفتگى هر چه تمامتر سخن از صدق و صفا و امانت و خوش اخلاقى و خوبیهاى دیگر غربیها و ملل راقیه داشتند، در این سخن نیز حقیقت امر بر ایشان مشتبه شده است (و به خاطر دورى از معارف دین و ناآشنایى به دیدگاه اسلام، فردنگر و شخص‏پرست شدند). توضیح اینکه اینان خود را یک انسان مستقل و غیر وابسته به موجودات دیگر مى‏پندارند و هرگز نمى‏توانند بپذیرند که آن چنان وابسته و مرتبط به دیگرانند که به هیچ وجه از خود استقلالى ندارند. ولى به خاطر داشتن چنین تفکرى درباره زندگى خود، غیر از جلب منافع به سوى «شخص خود» و دفع ضرر از «شخص خود» به هیچ چیز دیگر نمى‏اندیشند. و [درنتیجه] وقتى وضع خود را با وضع یک فرنگى مقایسه مى‏کنند، که او تا چه اندازه مراقب حق دیگران و خواهان آسایش دیگران است، خود را و ملت خود را عقب مانده، و آن فرنگى و همه فرنگى‏ها را مترقى مى‏بیند، و معلوم است که از اینگونه افراد قضاوتى غیر این، انتظار نمى‏رود.

 اما کسى که اجتماعى فکر مى‏کند، قضاوتش غیر از قضاوت غرب‏زدگان ما است

و اما کسى که اجتماعى فکر مى‏کند و همواره شخص خود را نصب العین خود نمى‏بیند، بلکه خود را جزء لا ینفک و وابسته به اجتماع مى‏نگرد و منافع خود را جزئى از منافع اجتماع و خیر اجتماع را خیر خودش و شر اجتماع را شر خودش و همه حالات و اوصاف اجتماع را حال و وصف خودش مى‏بیند، چنین انسانى تفکرى دیگر دارد، قضاوتش نیز غیر قضاوت غرب‏زدگان ما است . . .

باید شخصیت اجتماعى هر جامعه را با سایر شخصیت‏هاى اجتماعى عالم سنجید

و از آنچه گفته شد روشن گردید که در داورى نسبت به جوامع متمدن، معیار صلاح و فساد را نباید افراد آن جامعه قرار داد و نباید افراد آن جامعه را با افراد جامعه‏هاى دیگر سنجید. اگر دیدیم که مثلا مردم فلان کشور غربى در بین خود چنین و چنانند، رفتارى مؤدبانه دارند، به یکدیگر دروغ نمى‏گویند، و مردم فلان کشور شرقى و اسلامى اینطور نیستند، نمى‏توانیم بگوئیم پس بطور کلى جوامع غربى از شرقیها بهترند، بلکه باید شخصیت اجتماعى آنان را و رفتارشان با سایر جوامع را معیار قرار داد، باید دید فلان جامعه غربى که خود را متمدن قلمداد کرده‏اند، رفتارشان با فلان جامعه ضعیف چگونه است، و خلاصه باید شخصیت اجتماعى او را با سایر شخصیت‏هاى اجتماعى عالم سنجید.

آرى در حکم به اینکه فلان جامعه صالح است یا طالح، ظالم است یا عادل، سعادتمند است یا شقى، و ... باید این روش را پیش گرفت که متاسفانه فضلاى غرب زده ما همانطور که گفتیم از این معنا غفلت ورزیده‏اند، و در نتیجه دچار خلط و اشتباه شده‏اند، (و چون دیده‏اند که فلان شخص انگلیسى در لندن پولى که در زمین افتاده بود بر نداشت و یا فلان عمل صحیح را انجام داد و مردم فلان کشور شرقى اینطور نیستند، آن چنان شیفته غربى و منزجر از شرقى شدند که به طور یک کاسه حکم کردند به اینکه تمدن غرب چنین و چنان است و در مقابل، شرقى‏ها اینطور نیستند، و پا را از این هم فراتر نهاده و گفتند اسلام در این عصر نمى‏تواند انسانها را به صلاح لایقشان هدایت کند).

شگفتی از تمدن غربی‌ها یا شگفتی از توحش آنان؟ / به جان خودم سوگند...

در حالى که اگر جامعه غرب را یک شخصیت مى‏گرفتند، آن وقت رفتار آن شخصیت را با سایر شخصیت‏هاى دیگر جهان مى‏سنجیدند، معلوم مى‏شد که از تمدن غربى‏ها به شگفت درمى‏آیند و یا از توحش آنان! و به جان خودم سوگند که اگر تاریخ زندگى اجتماعى غربیها را از روزى که نهضت اخیر آنان آغاز شد، مورد مطالعه دقیق قرار مى‏دادند و رفتارى را که با سایر امتهاى ضعیف و بینوا کردند مورد بررسى قرار مى‏دادند. بدون کمترین درنگى، حکم به توحش آنان مى‏کردند و مى‏فهمیدند که تمام ادعاهایى که مى‏کنند و خود را مردمى بشر دوست و خیر خواه و فداکار بشر معرفى نموده و وانمود مى‏کنند که در راه خدمت به بشریت از جان و مال خود مایه مى‏گذارند، تا به بشر حریت داده، ستمدیدگان را از ظلم و بردگان را از بردگى و اسیرى نجات بخشند، همه‏اش دروغ و نیرنگ است و جز به بند کشیدن ملل ضعیف هدفى ندارند، و تمام همشان این است که از هر راه که بتوانند بر آنها حکومت کنند؛ یک روز از راه قشون‏کشى و مداخله نظامى، روز دیگر از راه استعمار، روزى با ادعاى مالکیت نسبت به سرزمین آنان، روزى با دعوى قیمومت، روزى به عنوان حفظ منافع مشترک، روزى به عنوان کمک در حفظ استقلال آنان، روزى تحت عنوان حفظ صلح و جلوگیرى از تجاوزات دیگران، روزى به عنوان دفاع از حقوق طبقات محروم و بیچاره، روزى ... و روزى ...

هیچ انسان سالمی-هرچند بی‌دین- هرگز به خود اجازه نمى‏دهدچنین جوامعىسعادتمند بپندارد

هیچ انسانى که سلامت فطرتش را از دست نداده، هرگز به خود اجازه نمى‏دهد که چنین جوامعى را صالح بخواند و یا آن را سعادتمند بپندارد، هر چند که دین نداشته باشد و به حکم وحى و نبوت و بدانچه از نظر دین سعادت شمرده شده، آشنا نباشند.

چگونه ممکن است طبیعت انسانیت (که همه افرادش، اعم از اروپایى و آفریقائیش یا آسیایى و امریکائیش و ... به طور مساوى مجهز بقوا و اعضایى یکسان مى‏باشند) رضایت دهد که یک طایفه بنام متمدن و تافته جدا بافته، بر سر دیگران بتازند، و ما یملک آنان را تاراج نموده، خونشان را مباح و عرض و مالشان را به یغما ببرند، و راه به بازى گرفتن همه شؤون وجود و حیات آنان را براى این طایفه هموار سازند، تا جایى که حتى درک و شعور و فرهنگ آنان را دست بیندازند، و بلائى بر سر آنان بیاورند که حتى انسانهاى قرون اولیه نیز آن را نچشیده بودند.

سند ما

سند ما در همه این مطالب، تاریخ زندگى این امت‏ها و مقایسه آن با جنایاتى است که ملتهاى ضعیف امروز از دست این به اصطلاح متمدنها مى‏بینند، و از همه جنایاتشان شرم‏آورتر این جنایات است که با منطق زورگویى و افسار گسیختگى، جنایات خود را اصلاح نامیده، به عنوان" سعادت"! بخورد ملل ضعیف مى‏دهند.(1)

رهبر معظم انقلاب: امروز مظهر کامل و تنها مظهر زورگوئى و تحمیل، تمدن غربى است

رهبر فرزانه انقلاب، در سخنرانی اخیر خود در مورد «سبک زندگی»، جوانان و نخبگان را به همین نکته توجه دادند:

«ما براى ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامی[بخش نرم‌افزاری]، بشدت باید از تقلید پرهیز کنیم؛ تقلید از آن کسانى که سعى دارند روشهاى زندگى و سبک و سلوک زندگى را به ملتها تحمیل کنند. امروز مظهر کامل و تنها مظهر این زورگوئى و تحمیل، تمدن غربى است... تقلید از غرب براى کشورهائى که این تقلید را براى خودشان روا دانستند و عمل کردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ ... علت این است که فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده‌ى فرهنگهاست. هرجا غربى‌ها وارد شدند، فرهنگهاى بومى را نابود کردند...»(2)

----

(1)تفسیر المیزان، ج4، صص 166-169

(2) بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالى‌، 1391/07/23،  مصلی امام خمینی بجنورد



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/7/26 توسط محب

t6im6rc6kjaakz9h7w.jpg

امشب شب سرور خدا و پیمبر است سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه الزهرا (س




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/7/25 توسط محب

 

ls4oc0p2zi5ez0nc25au.jpg

قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.

امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مىدانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مىمردند.

ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از کامل الزیارات



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/7/25 توسط محب

قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه کأنما قتل معه فى عرصة کربلا.

امام صادق (ع) فرمود: کسى که شب عاشورا در کنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر کند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسى که در میدان کربلا و در کنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد.

عن النبى (ص) قال: و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‌فرماید: کربلا پاک‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‌ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است...


قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله : اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود...


پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:من احب ان ینظر الى احب اهل الاءرض الى اهل السماء فلینظر الحسین
هر که دوست دارد به محبوبترین شخص روى زمین نزد آسمانیان بنگرد، به حسین نگاه کند.


قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى…
امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/7/24 توسط محب

الإمام ُ محمد الجَـواد " علیه السّلام " ، تاسع ُ أئمَـة أهل بیت النبّوة و معدَن الرّسـالة ..
مخزن ُ العِلـم و وارث الأنبیَــاء و سِهـام الأشقیـَاء یشهــَد له التأریـخ بجــوده ِ و کرمـه .
رغم أن ّ لـ صفحَــات حیَـاتِه دُررا ً ناصعـة إلا أنّها مطویّة فی خضم ّ السیّــر الذاتیّـة لسائـر الأئمّة علیهم السّلام ..
فــ من هُو الإمام الجواد (ع) ..؟ :
هو الإمام محمد الجواد علیه السلام من الاُسرة النبویة وهی أجلّ وأسمى الاُسر التی عرفتها البشریة، فهو ابن الإمام
علی الرضا ابن الإمام موسى الکاظم ابن الإمام
جعفر الصادق ابن الإمام محمد الباقر ابن الإمام علی السجاد ابن الإمام الحسین سبط رسول الله صلى الله علیه وآله
وابن الإمام علی بن أبی طالب علیهم السلام.
و من الاسباب المهمة التی دفعت بنی العباس الى الاسراع فی قتله (سلام الله علیه) هو ما احدثته امامته المبکرة من ضجة بین المسلمین، مع انتشار اخبار اجاباته العلمیة الدقیقة التی ابهتت جمیع العلماء واثلجت صدور الاصدقاء الذین رأوا فی امامهم التاسع بأنه یجدد صور ما حکاه القرآن الکریم عن عیسى ویحیى (علیهما السلام) وعلى نطاق اوسع بکثیر، فقد جرت معه علیه السلام وهو دون العاشر کثیراً من هذه الحوادث وفی مجالس متعددة کان یجیب على ادق المسائل العلمیة الشرعیة التی عجز عنها العلماء وبین للامة ان وراثة علوم مدینة الحکمة المحمدیة الهیة لا تتأثر بعمر الامام.
کما ان هذه الظاهرة المجددة لتأریخ الانبیاء (علیهم السلام) قد أثار الحقد والحسد فی قلوب الاعداء وخاصة رجال البلاط العباسی الذین خشوا من آثارها على حکمهم لما ستؤدی الیه من اتساع توجه قلوب المسلمین الیه خاصة مع ما کانوا یجدون فیه سلام الله علیه من الاخلاق المحمدیة بجمیع نواحیها.
ومن هنا جاء قرار تصفیة الامام التقی (علیه السلام) بکل وسیلة واغتیاله بسرعة وهو فی ریعان الشباب.
ومن جهة اخرى، فان امامنا الجواد (علیه السلام) قد کهد بتلک المناظرات وما اظهره فی صغر سنه من العلوم والمعارف المحمدیة؛ مهد بذلک لامامة ولده الامام الهادی (علیه السلام) الذی خلفه وهو ایضاً دون العاشرة، فتقبلت الامة امامته دون ان تسأل والده الجواد علیهما السلام عن صغر سنه.
و قد توفی ( علیه السلام ) فی سن 25 و دفن فی بغداد ( الکاظمیة ) یزوره الملایین من شیعته و محبیه .

فسلام علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیا
اللهم ارزقنا زیارته و شفاعته بحق محمد و آل بیته الأطهار



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/7/24 توسط محب

لوگوی دوستان
لینک دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای اواز قطره محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.