اواز قطره
 
عمری م .ح .ب بوده ام وحال تصمیم گرفتم محب بودنم را جشن خون بگیرم در فکر یک جشنم ...

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

سقوط از نگاه پر از مهربانی ات را باید در جعبه ی سیاه دلم جست و جو کنم

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 91/8/12 توسط محب

روزی از چشمان تو
بر این کاغد پاره ها
چنان چشمه ای خواهم سرود
که پلنگ خود را در آ...بش آهو ببیند
و از دیوانگی خود را بدرد!

سید علی صالحی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/8/10 توسط محب

دارم با خودم نه با پرچم ومحرم سخن میگویم:محرم داری می ایی؟ چه نازی میکشد چشمانم از عکس بیرق سرخ حرم انگار خود پرچم لیلایی شده برای چشمانم که مجنون وار به دنبالش میدود ولحظه ای نگاه  برنمیدارد از پرچم در انتظار نسیمی که بوزد و بتواند قد وبالای بیرق را به نظاره بنشیند انگار دارد به تمام حاصل زندگیش نگاه میکند چشمهای دریده من

کلنجار رفتنم با خویش ، طولانی بودن محرم را نوید می دهد ، یا شاید هم مژده طولانی بودن عمر را ... همه روزها و سالهای ما ، ماه حرام شده است ... ماهی که در آن به رسم دشمن ، صلح است. پرچم سرخ شرم حضور دارد و سبز خاطره اش را موج می زند....
دکتر شریعتی را بیادبیاور اگر چه نمیتوان او را باعرفا وعلمای دین که نمایشگر اسلام بوده اند مثل دولابیها و خویی ها وشیخ جعفرها مقایسه کرد اما انسان زبر دستی بود مخصوصا در استفاده از قلم وبلاغت وفصاحت بود در کلامش  به مددمولایش مثلا در این باب دارد که:
در قبایل عرب همواره جنگ بود،...اما مکه ((زمین حرام)) بود و چهار ماه رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم،((زمان حرام))، یعنی که درآن جنگ حرام است.دو قبیله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتا تعطیل می کردند، اما برای آنکه اعلام کنند که:((در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت))، سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده قبیله، پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند که:((جنگ پایان نیافته است)).
آنها که به کربلا می روند، می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است.
اما می بینند که بر قبه ی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این سال های حرام بگذرد!

(کتاب حسین وارث آدم )



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/8/10 توسط محب

استدلال با حدیث غدیر بر اصلى از اصول دین در گرو قطعى بودن حدیث از نظر سند، و دلالت است. خوشبختانه هر دو شرط در این حدیث به نحو روشن متحقق مى باشد، اما از نظر سند تنها از علماى اهل سنت 360 تن این حدیث را در طول چهارده قرن نقل کرده و در هر قرنى حدیث حالت تواتر داشته است حتى گروهى درباره سند این روایت کتابهاى جداگانه نوشته اند، مثلا طبرى(متوفاى 310) در کتابى به نام «الولایه فى طرق حدیث الغدیر» این حدیث را از 75 طریق نقل کرده است.

ابن عقده کوفى(متوفاى 333) در رساله ولایت این حدیث را از 105 طریق نقل کرده است.

تحقیقاتى کافى که درباره حدیث غدیر از نظر سند انجام گرفته، ...... ادامه مطلب در اینجا ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/9 توسط محب
untitled.png
ای ترانه شبهای بیداری ام

ای نهان ترین نجواهای اشکبارم

اینک
...

این من

این تو

این تو و این دل . .

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/9 توسط محب
untitled.png

خیزید و ببیـــــنــید تجــــلای خـــــدا را
در بیــــت ولا مـــشعل انوار هــــــدا را
آن عبــــد خدا وجـــــه? معبودنمـــــا را
رخسار علـــــی ابن جواد ابن رضــــا را
در نیـــمـه ذیحـــجـه نـدا داد منــــــادی
تبریک که آمد به جهان حضــــرت هادی



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/8/9 توسط محب


طوبای محبت میخواندم رسیدم به این فرمایش مرحوم دولابی که:
محبت، آدمی را قربانی می کند ... می کشد و شهید می کند...

شهید محبت، سر و صدایی ندارد... کسی شمشیری نمی بیند، صدایی نمی شود...

محبت، انسان را خیلی مخفی شهید می کند؛ آنچنان می کشد که صدای در نمی آید، خون هم ندارد...

بله ته دلم اتش گرفت گفتم عید قربان است خوش به حال انان که قربانیشان میکنند و وای بر کسانی که حتی لیاقت قربانی شدن هم ندارند میفهمی که منظورم حیوانات نیستند ها.......



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/8/8 توسط محب

سوال شدامام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟
عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی ، معنای
غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می کنند؛
...
گفتم غایب کدام غایب؟
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده میگوید: پدرم گم شده است.
ما مثل بچه ای هستیم که پدرش دست او را گرفته تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می کند.بچه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می کند و در بازار گم می شود و وقتی متوجه می شود که دیگر پدر را نمی بیند. گمان می کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است.
انبیا و اولیا پدران خلق اند و دست خلائق را می گیرند تا آن ها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع های دنیا شده اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده اند.

امام زمان(عج) گم و غایب نشده است ؛ما گم شدیم و محجوب گشته ایم.امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را . او حاضر است .

چشمت که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد آقا را می بیند .

خلاصه نگو آقا غایب است . تو نمی بینی.

برگرفته از کتاب امام زمان در کلام اولیای ربانی مهدی لک آبادی.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/8/8 توسط محب
untitled.png

امروز  این شعر رو دوست بزرگوارم  مصطفی رنجبر برای من فرستاد:
در راه جنون تو دلم محکوم است*** در وادی ما لطمه زنی مرسوم است
در راه تو ارزشی ندارد جانم *** از جای شکاف قمه ام معلوم است

ضمن احترام وابراز تواضع و خاکبوسی پای همه عزاداران مولا در هر شکل و نوع د رتعظیم امر عزاداری برخی نظرات رو مینویسم که تا به حال برای این مطلب دریافت شده و منتظر نظرات شما هم هستم:
عزیزی فرستادند:
قمه زنی دقیقا مثل لعن بر خلفای غاصبه یعنی اینکه جا داره و باعث نشه که به اصل مذهب خدشه وارد بشه. ولی کلا تو دم و دستگاه امام حسین خیلی چیزا هست که بیرون از این وادی نمیگنجه. اگه به بعضی دوستان باشه که میگن کلا عزاداری جمع بشه پولشو بدی به فقرا. بالاخره هرکسی یه طوری حسین (ع) رو میخواد
عزیز دیگری فرمودند:
قمه زدن و آسیب رسوندن به بدن حرام است.مقلد چه بزرگواری هستین؟در راه امام حسین و آرمان بزرگ ایشون باید جون داد.باید سر داد.ولی اینکارها اشتباهه.منتشر نکنید
ودیگری:
تا نفس هست مرا گریه کن و لطمه زنم
سر زینب به سلامت سر خود می شکنم

ودیگری:
سر قبرم چو بخوانند دمی روضه شام...سر خود با لبه سنگ لحد میشکنم...

ودیگری:
امام سجاد در هر حال و حسی معصوم است و فعلش حجت است فعل امام نشان دهنده مباح بودن و بلکه استحباب لطمه زدن در عزای حضرت سیدالشهدا هست
و قول امام صادق تصریح داره به این موضوع که باید هم برای مثل امام حسینی لطمه وارد کرد و گریبان چاک زد
صلاح امت اسلام رو که کسی بهتر از معصومین درک میکنه ؟
رجم هم موجب بدنامی میشه پس باید ترک کرد ؟ قطع دست دزد هم باید ترک کرد ؟ اعدام هم باید ترک کرد ؟ روزه هم باید ترک کرد ؟

ودیگری بعد از تفصیل وخاطرات زیبایی از قمه زنها وکسانی که به جای اون خون میدند در حدود بیست خط اخر نوشته:

خلاصه کار ما نیست اضهار نظر کردن راجع اینکه قمه آری یا نه تشیع صاحب داره و الان باید ببینیم مرجع چی فرمایش میکنه بگه بزن ،میزنیم بگه نزن نمیزنیم تکلیف ما حرف گوش کردنه!
اگرم از نظرش خوشم نیومد میرم اینقدر درسشو میخونم برسم به حد اونی که گفت بزن یا نزن بعد میام اینجا نظر میدم :(((((

 

خوب چند نظر رو خوندیم  حالا نوبت نظرات شماست متشکرم از اعتنا و نظرات محترم و سازنده شما



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 91/8/8 توسط محب
181851_373251279422474_1663416255_n.jpg
حاجیان جمعند دور هم به صحرای منا
حاجی ما در بیابان در مسیر کربلاست
حاجیان کردند دل را خوش به ذبح گوسفند
حاجی ما ذبح طفلش پیش پیکان بلاست
حاجیان سر می‌تراشند از پی تقصیرشان
...
حاجی ما هم چهل منزل سرش برنیزه‌هاست
حاجیان دست دعاشان بر سما گردد بلند
حاجی ما از بدن دست علمدارش جداست
حاجیان را هست یک قربانی آن هم گوسفند
حاجی ما هم ذبیحش جمله تقدیم خداست
حاجیان را از هجوم زائرین بر تن فشار
حاجی ما سینه‌اش از سم اسبان توتیاست
خوش بود «میثم» همیشه سوگواری بر حسین
حاجی آن باشد که اشکش هست جاری برحسین

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 91/8/6 توسط محب

لوگوی دوستان
لینک دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای اواز قطره محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.