سفارش تبلیغ
صبا
اواز قطره
 
عمری م .ح .ب بوده ام وحال تصمیم گرفتم محب بودنم را جشن خون بگیرم در فکر یک جشنم ...

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

http://s2.picofile.com/file/7280656555/images.jpeg

ماه رمضان اغاز شدودیگرخدا شخصا ساقی شده 
 به تو که خوبی وبه من که بدم چون خدا که میدانی تنها برای تو نیست
فریاد میدارد:فصل انگور که گفتم بیایی، حالاست
من میگویم :خدایا غوره ام اما هنوز
خدایا جام بیاور
شراب نشوم، آبغوره که می توانم شد
جان ندهم برایت، قلب که می توانم به نامت کنم..
مگر نه که علی که تو در ارزوی او بوده ای
فرمود:ان  لله تعالی شراب لاو لیائه ....
خدا میگوید:
اری فصل انگور است اماتویی که غوره نشده، مویز می شوی...
شراب میخواهی؟
میگویم :تو بگو علی بگوید شراب شو...شراب نشوم ...................

{ کنایه ای بر شعر رحمان عباسی: قرارمان فصل انگور/شراب که شدم تو جام بیاور من جان... }



نوشته شده در تاریخ شنبه 91/4/31 توسط محب

دوباره ماه خدا ولحظه با شکوه افطار
که خدا وعده داده در این لحظات سروری به قلب مومنین وارد میکند
با افطاری اسمانی که نوش جانمان باد
روضه ای بخوانیم در دلمان
هیچ کس نفهمد ما با خوردن خرمای سر افطار ی
سلام داده ایم به کودکان سید الشهدا
سلام بی بی زینب افطار میکنم با خرما وای وااااای برمن
شنیده ام برای شما خرما صدقه اوردند
بی بی جان ام کلثوم افطار شما هر غروب کتک وناسزا بود
و ای دختر سه ساله چرا بعد ازاد شدن اب ننوشیدی لا اقل جرعه ای برای افطار
سلام بر ماه رمضان ماهی که خودش افطار است برای کسی که ماههای سال را روزه بوده است از....
ولحظه لحظه اش افطار باشراب است برای کسی که ننوشیده در طی سال از این دریای احسان وعرفان الهی ....
خدا به تماشا نشسته میزبانی ما انسانها را خدا در این ماه مهمان ماست کاش میزبان خوبی باشیم برایش مخصوصا سر سفره افطار.



نوشته شده در تاریخ جمعه 91/4/30 توسط محب

به کجا میروید؟
در ایین ما
رسم ادب
دست به سینه ایستادن است
او خود می اید



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 91/4/29 توسط محب
عجیب ترین تابوت ها +عکس

روحم دو سه روزی است که بد می‌خارد

دارد ملک الموت لَحَد می‌آرد

بر روی لَحَد نوشته: «جانا! دیدی!

بادمجان‌های بم هم آفت دارد!»

انسیه سادات هاشمی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/4/28 توسط محب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/4/28 توسط محب

فکری به حال این دل بی‌ اختیار کن

آهوی بی پناه و رها را شکار کن

یوسف شدی و خلق زلیخای تو شدند

کمتر ز چشم دلشدگانت فرار کن

اطراف، پُر شده ز طرفدارهای تو

یک گوشه چشم نیز به گوشه کنار کن

دل دادنم ز عاقبت یک نگاه توست

این لطف را همیشگی و پایدار کن

روز ظهور اگر بدنم زیر خاک بود

یک فاتحه بیا سر قبرم نثار کن

تو مثل نوح از بغلم ساده رد نشو

با زور هم شده پسرت را سوار کن

یک نیمه شب اگر به مناجات می روی

مارا ببر کنار خودت همجوار کن

(علی صالحی)



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/4/27 توسط محب

 

کدام یک از آنها راست میگویند؟



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/4/27 توسط محب

سیب سرخی سر نیزه ست،

دعا کن من نیز اینچنین کال نمانم



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/4/27 توسط محب

ماهی تنگ بلور

سر به زیر انداختید و ماه تان از یاد رفت

آه از این جادو که بسم الله تان از یاد رفت

از کدامین قبله گاهید ای ز خاطر رفتگان؟

 بس که چرخیدید در خود راه تان از یاد رفت

راه و چاه زندگی تان را فراموشی گرفت

راه تان از یاد رفت و چاه تان از یاد رفت

شنبه های روزمرگی چنگ زد در جان تان

آنقدر تا جمعه ی ناگاه تان از یاد رفت

هر که در این دور شد هم بزم تان بر باد شد

هر که در این راه شد همراه تان از یاد رفت

سوزهاتان حیف و عطر روزهاتان حیف تر

اشک تان پایان گرفت و آه تان از یاد رفت

دخمه گاه مردگان  است این، نه دل های شما

چشم درها  بسته  شد، درگاه تان از یاد رفت

در سماع نفس چرخیدید  و محو خود شدید

های و هوی ذکر "یا الله" تان از یاد رفت

ناخودآگاهی ضمیر پاک تان را کور کرد

دیده ی بینا، دل آگاه تان از یاد رفت

مرکب نفس خودید، از اصل و اسب افتاده اید

مال تان پاشید از هم،  جاه تان از یاد رفت

تیغ "بسم الله" بردارید و در میدان روید

 خون تان خاموش شد، خونخواه تان از یاد رفت

تیرماه 1391- دهلی نو.علی رضا قزوه



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/4/27 توسط محب

 

پس خدا دلتنگی اش گل کرد آدم آفرید

مثل من بسیار اما مثل تو کم آفرید

دست کم از من هزاران شاعر چشمان تو

دست بالا از تو یک تن در دو عالم آفرید

ریخت در پیمانه ام روز ازل از هرچه داشت

دید مقداری سرش خالیست ، پس غم آفرید

زشت و زیبا ، تلخ و شیرین ، تار و روشن ، خوب و بد

خواست ما سرگرم هم باشیم درهم آفرید

من بد و زشتم تو اما خوب و زیبا، بازشکر

لااقل ما را برای هم نه با هم آفرید

در هوای عشق من را خلق کرد اما تو را

دید من هم عاشقی را دوست دارم آفرید

من زیاد از حد زبان بازم تو خیلی ساکتی

..............................................................

محمدحسین ملکیان



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 91/4/27 توسط محب

لوگوی دوستان
لینک دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای اواز قطره محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.